پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۲۵

اگرچه شمع کافوری خرد در خانه می‌سوزد

چراغ از چشم شیران بر سر دیوانه می‌سوزد

ز بیم بازگشت حشر دل جمع است عاشق را

که فارغ از دمیدن می‌شود چون دانه می‌سوزد

شعار حسن تمکین، شیوه عشق است بی‌تابی

به پایان تا رسد یک شمع صد پروانه می‌سوزد

به فکر کلبه تاریک ما هرگز نمی‌افتد

چراغ آشنارویی که در هر خانه می‌سوزد

ز شمع انجمن آموز آیین وفاداری

که تا دارد نفس بر تربت پروانه می‌سوزد

اگرچه در حریم اهل تقوی شمع محرابم

همان دل در هوای گوشه میخانه می‌سوزد

نمی‌دانم چه حال از عشق او دارم، همین دانم

که بیش از آشنا بر من دل بیگانه می‌سوزد

زهر انگشت مرجان بحر شمع عالم‌افروزی

برای جستن آن گوهر یکدانه می‌سوزد

مگر از سیلی باد خزان صائب خبر دارد

که شمع لاله و گل سخت بی‌تابانه می‌سوزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۲۷کدامین روز بر حالم دل خارا نمی سوزد؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۲۸مرا صد آه یکبار از دل صد چاک می خیزد
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۲۹غبار تیره بختی از دهان شکوه می خیزد
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۳۰ز ماتمخانه ما نغمه عشرت کجا خیزد؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۳۱ز اشک دیده بیدرد زنگ از دل کجا خیزد؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۳۲به مستی آه خون آلود از دل بیشتر خیزد
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۳۳زرفتارت امان از عالم ایجاد برخیزد
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۳۴زدین ناقصم از سبحه استغفار برخیزد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.