پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۲۶

خمار می مرا در گوشه میخانه می‌سوزد

شراب من چو داغ لاله در پیمانه می‌سوزد

کند تأثیر سوز عشق در شاه و گدا یکسان

که بید و عود را آتش به یک دندانه می‌سوزد

ندارد گرمی هنگامه ما حاجت شمعی

درین عشرت‌سرا پروانه از پروانه می‌سوزد

از آن رخسار آتشناک داغی بر جگر دارم

که بیش از آشنا بر من دل بیگانه می‌سوزد

کند در چشم مردم خواب را افسانه گر شیرین

ز شیرینی مرا در دیده خواب افسانه می‌سوزد

نگه دارد خدا از چشم بد آن آتشین‌رو را

که در بیرون در از پرتوش پروانه می‌سوزد

ندارد حاصل بی‌جذبه کوشش، ورنه هر موجی

نفس در جستن آن گوهر یکدانه می‌سوزد

مکن پهلو تهی از سوختن تا دیده ور گردی

که سازد فاش را ز غیب را چون شانه می‌سوزد

غم دنیا خوری بیش از غم عقبی، نمی‌دانی

که قندیل حرم بی‌جا درین بتخانه می‌سوزد

به فکر کلبه تاریک ما صائب نمی‌افتد

چراغ آشنا رویی که در هر خانه می‌سوزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۲۸مرا صد آه یکبار از دل صد چاک می خیزد
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۲۹غبار تیره بختی از دهان شکوه می خیزد
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۳۰ز ماتمخانه ما نغمه عشرت کجا خیزد؟
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۳۱ز اشک دیده بیدرد زنگ از دل کجا خیزد؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۳۲به مستی آه خون آلود از دل بیشتر خیزد
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۳۳زرفتارت امان از عالم ایجاد برخیزد
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۳۴زدین ناقصم از سبحه استغفار برخیزد
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۳۵مسیحا از سر بالین من رنجور برخیزد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.