پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۲۴

سرشک گرم در چشم تر من خواب می سوزد

به آب خود چراغ گوهر شب تاب می سوزد

زتاب عارض او چون نسوزد آب در چشمم؟

که از نظاره اش در چشم گوهر آب می سوزد

هوای خانه می ریزد زیکدیگر حبابم را

نفس بیهوده در ویرانیم سیلاب می سوزد

چرا آرام یک جا در بدن پیکان نمی گیرد؟

اگر نه ظلم در چشم ستمگر خواب می سوزد

پشیمانی ندارد صرف کردن عمر در طاعت

که دل زنده است هر شمعی که در محراب می سوزد

نمی سازد سبک درد گران را پرسش رسمی

مرا بیش از تغافل گرمی احباب می سوزد

زقرب شمع اگر آتش فتد در جان پروانه

دل پر رخنه عاشق زچندین باب می سوزد

شود از خوابگاه نرم افزون پرده غفلت

مرا افزون زسرما بستر سنجاب می سوزد

زبان در کام کش در حلقه روشندلان صائب

که بی نورست هر شمعی که در مهتاب می سوزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۲۶خمار می مرا در گوشه میخانه می‌سوزد
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۲۷کدامین روز بر حالم دل خارا نمی سوزد؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۲۸مرا صد آه یکبار از دل صد چاک می خیزد
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۲۹غبار تیره بختی از دهان شکوه می خیزد
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۳۰ز ماتمخانه ما نغمه عشرت کجا خیزد؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۳۱ز اشک دیده بیدرد زنگ از دل کجا خیزد؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۳۲به مستی آه خون آلود از دل بیشتر خیزد
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۳۳زرفتارت امان از عالم ایجاد برخیزد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.