پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۱۸

دماغ خشک ما را باده رنگین نمی سازد

شراب آتشین با کاسه چوبین نمی سازد

نگیرد رنگ از فانوس رنگین شعله سرکش

می گلگون رخ زرد مرا رنگین نمی سازد

هنرمندی اگر این قدر دارد، جز به خون خود

دهان تیشه فرهاد را شیرین نمی سازد

نسازد قدردان وقت را شور جنون غافل

که خواب بلبلان را فصل گل سنگین نمی سازد

به شکر، خسرو دوشاب دل، پیوست از شیرین

سر پوچ هوسناکان به یک بالین نمی سازد

زبس سود از سفر برخاست در ایام ما صائب

حنا را رفتن هندوستان رنگین نمی سازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۲۰قدح لبریز چون شد از شراب ناب می لرزد
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۲۱به مقدار بصیرت خاطر آگاه می لرزد
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۲۲مرا چون دل تپد در بر، دل جانانه می لرزد
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۲۳دل ما بر سیه روزان فقر از خود فزون سوزد
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۲۴سرشک گرم در چشم تر من خواب می سوزد
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۲۵اگرچه شمع کافوری خرد در خانه می‌سوزد
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۲۶خمار می مرا در گوشه میخانه می‌سوزد
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۲۷کدامین روز بر حالم دل خارا نمی سوزد؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.