پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۱۴

به داغی عشق کار مردم دیوانه می‌سازد

خوش آن ساقی که کار بحر از پیمانه می‌سازد

زبان برق عالم‌سوز کوتاه است از ان خرمن

که از بهر دهان مور قفل از دانه می‌سازد

ز همکاری بلایی نیست بدتر اهل غیرت را

جنون بر هرکه زور آرد مرا دیوانه می‌سازد

چنین گر رخنه در جان می‌کند زلف سبک‌دستش

به اندک فرصتی از استخوانم شانه می‌سازد

درین بستان‌سرا هر لاله و گل را که می‌بینم

به انداز لب میگون او پیمانه می‌سازد

نشاط عید نتواند گشودن عقده دل را

کلید ماه نو را قفل ما دندانه می‌سازد

درین طوفان که موج از دیر جنبیدن خطر دارد

حباب ساده‌دل بر روی دریا خانه می‌سازد

می گلرنگ بی‌جا آبروی خویش می‌ریزد

گل روی تو کی با شبنم بیگانه می‌سازد؟

سر دیوانگی داری درین محفل اگر صائب

به یک سیلی فلک دیوانه را فرزانه می‌سازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۱۶سرشک گرم با مژگان و چشم تر نمی‌سازد
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۱۷زشوق عالم بالا روان با تن نمی سازد
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۱۸دماغ خشک ما را باده رنگین نمی سازد
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۱۹مکن کاری که از جورت دل اندوهگین لرزد
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۲۰قدح لبریز چون شد از شراب ناب می لرزد
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۲۱به مقدار بصیرت خاطر آگاه می لرزد
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۲۲مرا چون دل تپد در بر، دل جانانه می لرزد
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۲۳دل ما بر سیه روزان فقر از خود فزون سوزد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.