پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۲۷

بغیر از خامه کز بیطاقتی گرد سخن گردد

کجا گرد سر پروانه شمع انجمن گردد؟

مرا نظاره رخسار او مهر خموشی شد

چه حرف است این که از آیینه طوطی خوش سخن گردد؟

نه از خط سبز شد پشت لب آن شیرین تکلم را

که از دلبستگیها حرف گرد آن دهن گردد

تماشای خرام او جنون می آورد، ترسم

که طوق قمریان زنجیر بر سر و چمن گردد

چه کم می گردد از دریای بی پایان حسن او؟

اگر لب تشنه ای سراب ازان چاه ذقن گردد

به شیرین کاری من نیست مجنونی درین کشور

که هر جا خردسالی هست در دنبال من گردد

کند معشوق عاشق را چو سوز عشق کامل شد

که چون پروانه در گیرد چراغ انجمن گردد

شفق خورشید تابان را کند از صبح مستغنی

شهید عشق هیهات است محتاج کفن گردد

وطن زندان شود بر هر که گردد در هنر کامل

که خون چون مشک شد آواره از ناف ختن گردد

بشو از عیش شیرین دست، تا گردد دلت روشن

که موم از شهد چون شد دور، شمع انجمن گردد

کنار حسرت خمیازه من وسعتی دارد

که مه بر آسمان در هاله آغوش من گردد

زغربت نیست بر خاطر غمی رنگین خیالان را

عقیق نامور را کی به دل یاد یمن گردد؟

مکن سر در سر سنگین دلان از سادگی صائب

که آخر بیستون سنگ مزار کوهکن گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۲۹چنین از خون اگر دامان آن گل لاله گون گردد
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۳۰به افسون پیر و طول امل هشیار کی گردد؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۳۱سیه مست غرور از گفتگو هشیار کی گردد؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۳۲دل سنگ از شکست دانه من آب می‌گردد
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۳۳ز دامان ترم ریگ روان سیراب می‌گردد
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۳۴ز آهم بیستون سرچشمهٔ سیماب می‌گردد
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۳۵مبین گستاخ در رویش چو مشک اندود می‌گردد
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۳۶به خدمت بنده از آزادمردان زود می‌گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.