پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۲۶

سبکروحی که چون پروانه بر گرد سخن گردد

نفس در سینه اش چون سوخت شمع انجمن گردد

زخون تا شد تهی دل می خلد در سینه تنگم

گل بی خار چون شد خشک خار پیرهن گردد

کجا نوبت به من افتد، که هر جا هست بینایی

به امید فتادن گرد آن چاه ذقن گردد

در آن گلشن که آید در سخن لعل گهر بارش

زشبنم آب حسرت غنچه ها را در دهن گردد

چو از می آتشین گردد عقیق آبدار او

سهیل از شرمساری پنبه داغ یمن گردد

لب میگون او خوش حرف شد در روزگار خط

جوانتر می شود کیفیتش چون می کهن گردد

تواند تنگ در آغوش خود آورد مرکز را

سبکسیری که چون پرگار گرد خویشتن گردد

ندارد فکر کنعان یوسف از بیمهری اخوان

که غربت با عزیزی دلنشین تر از وطن گردد

دل روشن کند شیرین سخن صائب سخنور را

که بی آیینه هیهات است طوطی خوش سخن گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۲۸کسی تا چند مغلوب شراب لاله گون گردد؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۲۹چنین از خون اگر دامان آن گل لاله گون گردد
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۳۰به افسون پیر و طول امل هشیار کی گردد؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۳۱سیه مست غرور از گفتگو هشیار کی گردد؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۳۲دل سنگ از شکست دانه من آب می‌گردد
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۳۳ز دامان ترم ریگ روان سیراب می‌گردد
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۳۴ز آهم بیستون سرچشمهٔ سیماب می‌گردد
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۳۵مبین گستاخ در رویش چو مشک اندود می‌گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.