پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۳۳

ز دامان ترم ریگ روان سیراب می‌گردد

نمک در دیده من پرده‌های خواب می‌گردد

چه کفر نعمت از من در وجود آمد نمی‌دانم

که در پیمانهٔ من خون شراب ناب می‌گردد

چنان از نالهٔ من بیستون را دل به درد آمد

که از پهلو به پهلو چون دل بی‌تاب می‌گردد

ز اقبال بلند من سکندر داغ‌ها دارد

که آب خضر در پیمانه‌ام خوناب می‌گردد

رخش از قبله برگردد، به خود هرکس که روی آرد

کند هرکس ز خود قالب تهی محراب می‌گردد

به هر منزل که آن خورشید تابان پرتو اندازد

به چشم روزن غمخانه من آب می‌گردد

ز حسن بحر یکتایی نظر بازی خبر دارد

که بر گرد سر هر قطره چون گرداب می‌گردد

مکن خشک ای سپهر بی‌مروت چشم مجنون را

کز این سرچشمه چندین کاروان سیراب می‌گردد

چه افتاده است چون پروانه بر آتش زنم خود را؟

که کار من تمام از پرتو مهتاب می‌گردد

غبارآلود امکان را صفا در بی‌خودی باشد

که دریا باعث آرامش سیلاب می‌گردد

مده دامان اکسیر قناعت را ز کف صائب

که خاکستر به قانع بستر سنجاب می‌گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۳۵مبین گستاخ در رویش چو مشک اندود می‌گردد
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۳۶به خدمت بنده از آزادمردان زود می‌گردد
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۳۷از آن از سیر صحرا خاطرم خشنود می‌گردد
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۳۸زخشکی در دهانم آب گردآلود می گردد
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۳۹نسیم نوبهاران بر دماغم بار می‌گردد
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۴۰سخن‌سنجی سرآمد در فن گفتار می‌گردد
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۴۱ز خط آیینه روی که جوهردار می‌گردد؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۴۲سر هر کس که گرم از باده منصور می گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.