پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۴۱

ز خط آیینه روی که جوهردار می‌گردد؟

که در پیراهن آیینه جوهر خار می‌گردد

خجالت می‌کشم از نامه‌های بی‌جواب خود

که بار خاطر آن رخنه دیوار می‌گردد

جدا از پرتو رخسار او آیینه‌ای دارم

که صیقل تا کمر در سبزه زنگار می‌گردد

قدم از خار می‌دزدیدم از کوتاه‌بینی‌ها

ندانستم که خار پا گل دستار می‌گردد

یکی شد با فروغ مهر تا شبنم برید از گل

چه دولت‌ها نصیب دیده بیدار می‌گردد

رگ خواب مرا ذوق شبیخون گلی دارد

که چشم شبنمی گر می‌پرد بیدار می‌گردد

اگر سنگ کمی داری ترازو را فلاخن کن

که اینجا محتسب پیوسته در بازار می‌گردد

اگر از شکر زلفش یک نفس خاموش بنشینم

ز کافر نعمتی مو بر تنم زنار می‌گردد

در آن محفل که صائب می‌کند میخانه‌پردازی

سر خورشید از یک ساغر سرشار می‌گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۴۳ز خط هشیار کی آن نرگس مخمور می گردد؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۴۴عمل چون خالص افتد دل از ان پرنور می گردد
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۴۵به اندک فرصتی روشندل از جان سیر می گردد
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۴۶به نومیدی گره از کار سالک باز می‌گردد
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۴۷ز گل تنها کجا بزم گلستان ساز می‌گردد؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۴۸دل من بی‌قرار از شعله آواز می‌گردد
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۴۹زآب دیده من بید مجنون سبز می گردد
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۵۰گرانی می‌کند بر تن چو سر بی‌جوش می‌گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.