پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۴۷

ز گل تنها کجا بزم گلستان ساز می‌گردد؟

که این هنگامه گرم از شعله آواز می‌گردد

امید بازگشتن دل به زلف او عبث دارد

به ناف آهوان کی نافه هرگز بازمی‌گردد؟

به روی بستر گل خواب راحت نیست شبنم را

نقاب از روی گلرنگ که امشب باز می‌گردد؟

تعجب نیست گردد گرد خط داروی بیهوشی

نگه در پرده چشمی که خواب ناز می‌گردد

مشبک می‌شود چون پرده زنبوری از کاوش

اگر سد سکندر پرده این راز می‌گردد

تو کز اهل بصیرت نیستی قطع منازل کن

که بینا چون شرر و اصل به یک پرواز می‌گردد

ندارد در کمند جذبه بحر لطف کوتاهی

که هر موجی که می‌بینی به دریا بازمی‌گردد

ملامتگر سر از دنبال بد گوهر نمی‌دارد

زبان آتشین شمع خرج گاز می‌گردد

به فردای قیامت می‌فتد نشو و نمای ما

به این تمکین اگر قانون طالع ساز می‌گردد

سخن را روی گرم از قید خاموشی برون آرد

سپند از آتش سوزان بلند آواز می‌گردد

چو انجم تا سحر مژگان به یکدیگر نخواهی زد

اگر دانی چه درها در دل شب باز می‌گردد

درون پیکر خشک آتشی از عشق او دارم

که می‌سوزد چونی هرکس به من دمساز می‌گردد

به شمع صبح ماند شعله آواز بلبل را

همانا خامه صائب نواپرداز می‌گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۴۹زآب دیده من بید مجنون سبز می گردد
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۵۰گرانی می‌کند بر تن چو سر بی‌جوش می‌گردد
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۵۱خوش آن رهرو که دایم چون فلک بر خویش می گردد
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۵۲شود چون بیش نعمت، مایه تشویش می گردد
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۵۳زخاموشی دل آگاه روشن بیش می گردد
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۵۴به قتل هر که مایل آن دل بیباک می گردد
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۵۵کجا دیوانه را دل از ملامت تنگ می‌گردد؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۵۶مرا از حرف‌های قالبی دل تنگ می‌گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.