پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۵۴

به قتل هر که مایل آن دل بیباک می گردد

گریبان بر گلویش حلقه فتراک می گردد

به خورشید درخشان می رسد چون قطره شبنم

دل هر کس که آب از روی آتشناک می گردد

فروغ شمع می سازد منور چشم روزن را

اگر پاک است دل، آخر نظر هم پاک می گردد

مباد هیچ کس را روز سختی در کمین یارب

که گندم را زبیم آسیا دل چاک می گردد

زپیچ و تاب فکرت در دل شبها مشو در هم

که آخر جوهر آیینه ادراک می گردد

خشن پوشی گزیدم بهر زجر نفس، ازین غافل

که آتش فربه از پیراهن خاشاک می گردد

مخور چون غنچه گل از نسیم صبح، دم صائب

که جمعیت به گرد خاطر غمناک می گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۵۶مرا از حرف‌های قالبی دل تنگ می‌گردد
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۵۷زدست تنگ بر بی برگ دنیا تنگ می گردد
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۵۸از ان در خلوت معشوق بر من حال می گردد
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۵۹دل از گفتار ناسنجیده بی آرام می گردد
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۶۰دل صد پاره زان گرد می گلفام می گردد
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۶۱نشان یوسف گم گشته پیدا از تو می گردد
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۶۲دل یاقوت را خون می کند لعل سخنگویت
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۶۳زانفاس گرامی آنچه صرف آه می گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.