پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۶۰

دل صد پاره زان گرد می گلفام می گردد

که این اوراق را شیرازه خط جام می گردد

ندارد دل قرار از گردش گردون، چه دورست این

که طفل از جنبش گهواره بی آرام می گردد

درین محفل که صاف از درد و درد از صاف می جوشد

صفای وقت دارد هر که درد آشام می گردد

کدامین مرغ زیرک را قضا در دام می آرد؟

که اشک شادیی برگرد چشم دام می گردد

غزال شهری من سایه را صیاد می داند

وگرنه آهوی وحشی به مجنون رام می گردد

به دست آرزو دادم عنان دل، ندانستم

که این گلگون سرکش از دویدن خام می گردد

زبان چرب چشم شور را در چاشنی دارد

نمک در پرده های دیده بادام می گردد

محبت با دل بی نقش نرد عشق می بازد

درین عالم عقیق ساده صاحب نام می گردد

اگرنه مستحق محروم می باشد، چرا صائب

ادای خاص او دایم نصیب عام می گردد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۶۲دل یاقوت را خون می کند لعل سخنگویت
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۶۳زانفاس گرامی آنچه صرف آه می گردد
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۶۴به احسان خانه از سیل حوادث رسته می‌گردد
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۶۵ز بالیدن ترا هردم لباسی تازه می‌گردد
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۶۶مگر قسمت مرا زان تیغ زخمی تازه می‌گردد؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۶۷زشکر خنده پنهان او دل تازه می گردد
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۶۸نگاه آشنا در چشم او بیگانه می گردد
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۶۹دل آسوده در زیر فلک پیدا نمی‌گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.