پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۶۹

دل آسوده در زیر فلک پیدا نمی‌گردد

ز شورش قطره‌ای گوهر درین دریا نمی‌گردد

فلک را نقطه خاک از سکون در چرخ می‌آرد

تو تا ساکن نگردی دل جهان‌پیما نمی‌گردد

به قدر آشنایان دل ز خلوت می‌کند وحشت

به خود هرکس که گردید آشنا تنها نمی‌گردد

ز استقرار مرکز می‌شود پرگار پابرجا

به گرد سر، زمین را آسمان بی‌جا نمی‌گردد

مرا روی سخن با خود بود از جمله عالم

که تا طوطی نبیند خویش را گویا نمی‌گردد

نگیرد دامن سیل سبک‌رو هر خس و خاری

دل آزاده مغلوب غم دنیا نمی‌گردد

ندارد حاصلی صائب به نیکان دوختن خود را

که سوزن دیده و راز صحبت عیسی نمی‌گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۷۱دل چرخ بداختر نرم از یارب نمی گردد
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۷۲دل عاشق به جور از یار دیرین برنمی گردد
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۷۳خط از خون مانع آن غمزه کافر نمی گردد
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۷۴برون آمد زلب چون حرف، دیگر برنمی گردد
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۷۵دل دیوانه من از سپاهی بر نمی گردد
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۷۶معانی اهل صورت را به گرد دل نمی گردد
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۷۷نه از رحم است اگر نخجیر من بسمل نمی گردد
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۷۸به الزام پیاپی مدعی ملزم نمی گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.