پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۷۱

دل چرخ بداختر نرم از یارب نمی گردد

به افسون این گره باز از دم عقرب نمی گردد

نمی آید زچندین چشم کار یک دل روشن

شب تاریک، روز از کثرت کوکب نمی گردد

زباران ساز شد گلبانگ رعد ابر بهاران را

بلند آوازه بی ریزش کس از منصب نمی گردد

حجاب باده لعلی نگردد سبزی مینا

زخط پوشیده رنگ سیب آن غبغب نمی گردد

به حرف پوچ صائب هر که نگشاید دهان خود

شهید زخم دندان ندامت، لب نمی گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۷۳خط از خون مانع آن غمزه کافر نمی گردد
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۷۴برون آمد زلب چون حرف، دیگر برنمی گردد
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۷۵دل دیوانه من از سپاهی بر نمی گردد
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۷۶معانی اهل صورت را به گرد دل نمی گردد
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۷۷نه از رحم است اگر نخجیر من بسمل نمی گردد
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۷۸به الزام پیاپی مدعی ملزم نمی گردد
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۷۹شود خرج زمین هر سر که سودایی نمی گردد
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۸۰به زنجیر تعلق خلق را دست قضا بندد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.