پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۶۴

به احسان خانه از سیل حوادث رسته می‌گردد

در بی‌خیر در اندک زمانی بسته می‌گردد

تو از کوتاه‌بینی می‌کنی اندیشه روزی

وگرنه آسیای آسمان پیوسته می‌گردد

مشو در هم ز سختی‌های دوران چون سبک‌مغزان

که سنگ آخر نصیب پسته‌لب بسته می‌گردد

مکن دل را به رنگ و بو پریشان چون هوسناکان

که از گردآوری برگ خزان گلدسته می‌گردد

منه پیش ره ارباب حاجت چوب ای غافل

که از دربان در ارباب دولت بسته می‌گردد

تو می‌سازی ز غفلت گرم جای خود، نمی‌بینی

که چرخ از کهکشان اینجا میان بربسته می‌گردد

به تسبیح ریای زاهدان از ره مرو صائب

که چندین دام مکر اینجا عنان بگسسته می‌گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۶۶مگر قسمت مرا زان تیغ زخمی تازه می‌گردد؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۶۷زشکر خنده پنهان او دل تازه می گردد
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۶۸نگاه آشنا در چشم او بیگانه می گردد
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۶۹دل آسوده در زیر فلک پیدا نمی‌گردد
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۷۰سفیدی پرده‌دار چشم خون‌پالا نمی‌گردد
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۷۱دل چرخ بداختر نرم از یارب نمی گردد
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۷۲دل عاشق به جور از یار دیرین برنمی گردد
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۷۳خط از خون مانع آن غمزه کافر نمی گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.