پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۳۵

مبین گستاخ در رویش چو مشک اندود می‌گردد

که خال او ز خط زنبور خاک‌آلود می‌گردد

ز سودا در دماغم نکهت گل دود می‌گردد

به چشمم سرو بستان تیغ زهرآلود می‌گردد

خموشی سوخت در دل ریشه آه ندامت را

اگرچه دود بیش از روزن مسدود می‌گردد

مکن از آه دردآلود منع من درین مجلس

که مجمر بار خاطرهاست چون بی‌دود می‌گردد

میندیش از سپهر و حمله او چون شدی عاشق

که در خورشید عشق این سایه‌ها نابود می‌گردد

بغل وا کرده می‌تازد به استقبال مرگ خود

دل هرکس به مرگ دیگری خشنود می‌گردد

ز خامی دل ندارد اضطراب از عشق او، ورنه

کباب پخته از پهلو به پهلو زود می‌گردد

نمی‌دانم کدامین صید فرصت جسته از دامش

که دل در سینه‌ام چون شیر خشم‌آلود می‌گردد

چنین کز بندگی چون بنده کاهل گریزانی

کجا در دل ترا اندیشه معبود می‌گردد؟

به من این نکته چون قندیل از محراب روشن شد

که از خود هرکه خالی می‌شود مسجود می‌گردد

به راه آرد من سرگشته را رهبر، نمی‌داند

که هر سر گشته گرد کعبه مقصود می‌گردد

منه بر ذره‌ای، ای بی‌بصر انگشت گستاخی

که می‌لرزد دل خورشید تا موجود می‌گردد

گزیند هرکه سود دیگران را بر زیان خود

به اندک فرصتی صائب زیانش سود می‌گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۳۷از آن از سیر صحرا خاطرم خشنود می‌گردد
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۳۸زخشکی در دهانم آب گردآلود می گردد
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۳۹نسیم نوبهاران بر دماغم بار می‌گردد
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۴۰سخن‌سنجی سرآمد در فن گفتار می‌گردد
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۴۱ز خط آیینه روی که جوهردار می‌گردد؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۴۲سر هر کس که گرم از باده منصور می گردد
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۴۳ز خط هشیار کی آن نرگس مخمور می گردد؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۴۴عمل چون خالص افتد دل از ان پرنور می گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.