پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۳۷

از آن از سیر صحرا خاطرم خشنود می‌گردد

که داغم از سواد شهر مُشک‌اندود می‌گردد

ز ما اندیشه دارد خصم بی‌حاصل، نمی‌داند

که چوب بید در آتشگه ما عود می‌گردد

غبار راه هرکس می‌شوم از پستی طالع

پی آزار من زنبور خاک‌آلود می‌گردد

گر اظهار پشیمانی کند گردون مشو ایمن

که بدعهد از پشیمانی پشیمان زود می‌گردد

اگر این است برق بی‌نیازی غمزه او را

متاع کفر و ایمان سر به سر نابود می‌گردد

نمی‌دانم زیان و سود خود را، این قدر دانم

که سود من زیان است و زیانم سود می‌گردد

به چشم کم به داغ لاله صحرانشین منگر

که شمع ایمن اینجا در لباس دود می‌گردد

من از زناریان کفر نعمت نیستم صائب

به اندک التفاتی خاطرم خشنود می‌گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۳۹نسیم نوبهاران بر دماغم بار می‌گردد
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۴۰سخن‌سنجی سرآمد در فن گفتار می‌گردد
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۴۱ز خط آیینه روی که جوهردار می‌گردد؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۴۲سر هر کس که گرم از باده منصور می گردد
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۴۳ز خط هشیار کی آن نرگس مخمور می گردد؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۴۴عمل چون خالص افتد دل از ان پرنور می گردد
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۴۵به اندک فرصتی روشندل از جان سیر می گردد
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۴۶به نومیدی گره از کار سالک باز می‌گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.