پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۳۰

به افسون پیر و طول امل هشیار کی گردد؟

ره خوابیده از بانگ جرس بیدار کی گردد؟

مگر در دامن خورشید تابان افکند خود را

وگرنه چشم شبنم سیر از گلزار کی گردد؟

گرانی از حباب بی تعلق نیست دریا را

کسی کز خود تهی گردید بر دل بارکی گردد؟

بلند و پست عالم رهروان را می کند رهبر

اگر سوهان نباشد تیغها هموار کی گردد؟

فزاید عرض لشکر شوکت مهر سلیمان را

زخط عنبرین آن خال بی پرگار کی گردد؟

ندارد شکوه از سنگ ملامت طاقت عاشق

پلنگ سخت جان دلگیر از کهسار کی گردد؟

اگر در تیغ باشد آب، در دریاست جولانش

جدایی عاشقان را مانع دیدار کی گردد؟

به مژگانهای خواب آلود، طاقت بر نمی آید

سپر سد ره شمشیر جوهر دار کی گردد؟

حنای گل نگردد بوی گل را مانع از جولان

شهید عشق را روح از طلب بیکار کی گردد؟

زقرب بحر، پیچ و تاب موج افزون شود صائب

دل عاشق تسلی از وصال یار کی گردد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۳۲دل سنگ از شکست دانه من آب می‌گردد
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۳۳ز دامان ترم ریگ روان سیراب می‌گردد
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۳۴ز آهم بیستون سرچشمهٔ سیماب می‌گردد
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۳۵مبین گستاخ در رویش چو مشک اندود می‌گردد
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۳۶به خدمت بنده از آزادمردان زود می‌گردد
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۳۷از آن از سیر صحرا خاطرم خشنود می‌گردد
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۳۸زخشکی در دهانم آب گردآلود می گردد
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۳۹نسیم نوبهاران بر دماغم بار می‌گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.