پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۳۱

سیه مست غرور از گفتگو هشیار کی گردد؟

ره خوابیده از آواز پا بیدار کی گردد؟

به آب زر نوشتن شعر بد نیکو نمی گردد

حجاب پوچ مغزی طره زر تار کی گردد؟

کف بی مغز نتواند بلنگر کرد دریا را

سر آشفتگان پوشیده از دستار کی گردد؟

نگردد بار بر دل کوه غم آزاد مردان را

خمش از خنده کبک مست در کهسار کی گردد؟

من دیوانه را سنگ ملامت شد پر و بالی

نگردد سیل تا سنگین سبکرفتار کی گردد؟

نشوید باده از دل گرد کلفت دردمندان را

به تردستی رخ آیینه بی زنگار کی گردد؟

زشورش نیست مانع عقده گرداب دریا را

خموشی عشق را مهر لب اظهار کی گردد؟

به قید بندگی آزاده چون راضی کند خود را؟

دل یوسف خنک از گرمی بازار کی گردد؟

نمی اندیشد از زخم زبان هر کس که مجنون شد

به خار و خس مقید سیل بی زنهار کی گردد؟

زتدبیر خرد عشق قوی بازو نیندیشد

زره سد ره این تیغ لنگردار کی گردد؟

در جنت به روی من عبث وا می کند رضوان

زکوثر کم خمار تشنه دیدار کی گردد؟

نمی گردد صف مژگان نگاه شوخ را مانع

حجاب بوی گل خار سر دیوار کی گردد؟

نگردد معنی بیگانه با لفظ آشنا صائب

به افسون رام عاشق آن پری رخسار کی گردد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۳۳ز دامان ترم ریگ روان سیراب می‌گردد
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۳۴ز آهم بیستون سرچشمهٔ سیماب می‌گردد
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۳۵مبین گستاخ در رویش چو مشک اندود می‌گردد
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۳۶به خدمت بنده از آزادمردان زود می‌گردد
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۳۷از آن از سیر صحرا خاطرم خشنود می‌گردد
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۳۸زخشکی در دهانم آب گردآلود می گردد
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۳۹نسیم نوبهاران بر دماغم بار می‌گردد
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۴۰سخن‌سنجی سرآمد در فن گفتار می‌گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.