پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۷۵

تا زلف او به باد صبا آشنا شده است

از دست دل عنان صبوری رها شده است

نتوان گرفت آینه از دست او به زور

از خط سبز بس که رخش باصفا شده است

صبح امید بر در دل حلقه می زند

گویا دهان او به شکر خنده وا شده است

سیلاب پا به دامن حیرت کشیده است

در وادیی که شوق مرا رهنما شده است

از برگ کاه در نظر او سبکترم

از درد اگر چه چهره من کهربا شده است

چون ماه در دو هفته شود کار او تمام

از درد عشق قامت هر کس دو تا شده است

تا ساده کرده ام دل خود را ز مدعا

نقش مراد در نظرم نقش پا شده است

چون گردباد تا نفسی راست کرده ام

از خاکمال چرخ تنم توتیا شده است

دلهای بیقرار سر خود گرفته اند

تا از کمند زلف تو صائب رها شده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۷۷از تیر غمزه اش دل دیوانه پر شده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۷۸خال تو ریشه در شکرستان دوانده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۷۹دود دلی ز ابر گهربار مانده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۸۰با داغ عشق، شعله غیرت نمانده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۸۱امروز قدر نکته موزون نمانده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۸۲زاهد ز سبحه در پی تسخیر بوده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۸۳شرم گناه رهبر توفیق بوده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۸۴شیرازه طرب خط پیمانه بوده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.