پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۷۴

شیرین تبسمی که مرا راه دین زده است

از موم، مهر بر دهن انگبین زده است

خواهد به خون شکست خمار شبانه را

مستی که شیشه دل ما بر زمین زده است

دیگر چه گفته اند که آن یار دلنواز

از زلف باز کرده گره، بر جبین زده است؟

غافل ز نقشبند کند اهل هوش را

نقشی که بر رخ تو خط عنبرین زده است

جان می دهد چو شمع برای نیم صبح

هر کس تمام شب نفس آتشین زده است

کاری است کار عشق که از شوق دیدنش

شیرین مکرر آینه را بر زمین زده است

روشن کند به چهره دو صد شمع کشته را

شوخی که بر چراغ دلم آستین زده است

نقش امید ساده دلان بیشتر شده است

هر چند غوطه در سیهی آن نگین زده است

صائب نمانده است دل ساده در جهان

از بس که خامه ام رقم دلنشین زده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۷۶از خاکمال دام، پرم توتیا شده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۷۷از تیر غمزه اش دل دیوانه پر شده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۷۸خال تو ریشه در شکرستان دوانده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۷۹دود دلی ز ابر گهربار مانده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۸۰با داغ عشق، شعله غیرت نمانده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۸۱امروز قدر نکته موزون نمانده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۸۲زاهد ز سبحه در پی تسخیر بوده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۸۳شرم گناه رهبر توفیق بوده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.