پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۷۰

دل از هوس به زلف دو تا اوفتاده است

پرهیز را شکسته به جا اوفتاده است

گردید توتیای قلم استخوان، هنوز

سنگ ملامت از پی ما اوفتاده است

بر روی دست باد مرادست کشتیم

کارم ز ناخدا به خدا افتاده است

بر دوش دار از تن منصور سر ببین

آتش کجا، سپند کجا اوفتاده است

یک گل زمین ز سایه دولت شکفته نیست

گویا گره به بال هما اوفتاده است

صد بار بیش حاصل چین از میانه برد

زلفش کنون به فکر صبا اوفتاده است

صائب چگونه سر ز گریبان برآوریم؟

شغل سخن به گردش ما اوفتاده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۷۲روی شکفته شاهد جان فسرده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۷۳دل را ز کینه هر که سبکبار کرده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۷۴شیرین تبسمی که مرا راه دین زده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۷۵تا زلف او به باد صبا آشنا شده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۷۶از خاکمال دام، پرم توتیا شده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۷۷از تیر غمزه اش دل دیوانه پر شده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۷۸خال تو ریشه در شکرستان دوانده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۷۹دود دلی ز ابر گهربار مانده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.