پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۶۹

تا چشم من به گوشه عزلت فتاده است

از دیده ام سراسر جنت فتاده است

داند که روح در تن خاکی چه می کشد

هر نازپروری که به غربت فتاده است

چون شمع آه می کشم از بهر خامشی

تا کار من به دست حمایت فتاده است

دیوار اگر فتد به سرش چتر دولت است

بر فرق هر که سایه منت فتاده است

داند که خار و خس چه ز گرداب می کشد

آن را که ره به حلقه صحبت فتاده است

از آسیای چرخ نشد نرم دانه ای

دنبال من چه سنگ ملامت فتاده است؟

اکنون که رعشه از کف من برده اختیار

دستم به فکر دامن فرصت فتاده است

دل را ز درد و داغ محبت شکیب نیست

در بحر بیکنار حقیقت فتاده است

با دیده ای که می شود از نور ذره آب

کارم به آفتاب قیامت فتاده است

چون از کنار دست نشویم که کشتیم

صائب به چارموجه کثرت فتاده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۷۱عشقم هنوز جای به گلخن نداده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۷۲روی شکفته شاهد جان فسرده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۷۳دل را ز کینه هر که سبکبار کرده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۷۴شیرین تبسمی که مرا راه دین زده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۷۵تا زلف او به باد صبا آشنا شده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۷۶از خاکمال دام، پرم توتیا شده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۷۷از تیر غمزه اش دل دیوانه پر شده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۷۸خال تو ریشه در شکرستان دوانده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.