پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۷۲

روی شکفته شاهد جان فسرده است

آواز خنده شیون دلهای مرده است

دخل تو گرچه جز نفسی چند بیش نیست

خرجت ز کیسه نفس ناشمرده است

چون غنچه این بساط که بر خویش چیده ای

تا می کشی نفس همه را باد برده است

سیلاب را ز سایه زمین گیر می کند

کوه غمی که در دل من پا فشرده است

صائب چو موج از خطر بحر ایمن است

هر کس عنان به دست توکل سپرده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۷۴شیرین تبسمی که مرا راه دین زده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۷۵تا زلف او به باد صبا آشنا شده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۷۶از خاکمال دام، پرم توتیا شده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۷۷از تیر غمزه اش دل دیوانه پر شده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۷۸خال تو ریشه در شکرستان دوانده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۷۹دود دلی ز ابر گهربار مانده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۸۰با داغ عشق، شعله غیرت نمانده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۸۱امروز قدر نکته موزون نمانده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.