پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۶۷

چشم قدح به جلوه مینای باده است

این شوخ چشم، قمری سرو پیاده است

داغ است لاله را به جگر، یا ز بیخودی

مجنون سری به دامن لیلی نهاده است

از زهر چشم، آب دهد تیغ سرو را

از جلوه تو هر که دل از دست داده است

در پای گل به خواب شدن نیست از ادب

در گلشنی که سرو به یک پا ستاده است

در دست ساقیان نبود سیر و دور ما

باد مراد کشتی ما زور باده است

رسوا شود ز ابر بهاران زمین شور

زاهد ز نقص خویش گریزان ز باده است

در خط عنبرین نرسد هیچ فتنه ای

زان فتنه ها که از شب زلف تو زاده است

داند صدف چه می کشد از روی تلخ بحر

هر کس ز احتیاج دهن را گشاده است

صائب غمین نمی شود از مرگ رفتگان

هر کس به خود قرار اقامت نداده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۶۹تا چشم من به گوشه عزلت فتاده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۷۰دل از هوس به زلف دو تا اوفتاده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۷۱عشقم هنوز جای به گلخن نداده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۷۲روی شکفته شاهد جان فسرده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۷۳دل را ز کینه هر که سبکبار کرده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۷۴شیرین تبسمی که مرا راه دین زده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۷۵تا زلف او به باد صبا آشنا شده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۷۶از خاکمال دام، پرم توتیا شده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.