پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۶۴

این گردباد نیست که بالا گرفته است

از خود رمیده ای است که صحرا گرفته است

از کاسه سرنگونی فرهاد نسخه ای است

این ساغری که لاله حمرا گرفته است

مژگان به خون صید حرم تر نمی کند

صیاد پیشه ای که دل از ما گرفته است

دامن گره به دامن ساحل نمی زند

موجی که خو به شورش دریا گرفته است

از گریه زندگانی من تلخ گشته است

آب گهر طبیعت دریا گرفته است

این شکر چون کنیم که هر ذره خاک ما

از داغ عشق رنگ سویدا گرفته است

در زیر تیغ، قهقهه کبک می زند

چون کوه هر که دامن صحرا گرفته است

در بزم وصل، حسرت دیدار می کشد

آن را که شرم راه تماشا گرفته است

جز من که یار را به نگه صید کرده ام

بادام عنکبوت که عنقا گرفته است؟

ما را به شهر اگر نگذارد عاقلان

از دست ما که دامن صحرا گرفته است؟

بر خاک ما به جای الف تیغ می کشد

خصم سیه دلی که پی ما گرفته است

بیشی به ملک و مال و فزونی به جاه نیست

بیش آن کس است کاو کم دنیا گرفته است

آب تنور نوح علاجش نمی کند

این آتشی که در جگر ما گرفته است

دامن گره به دامن ریگ روان زده است

آن ساده دل که دامن دنیا گرفته است

صائب چنین که در پی رسم اوفتاده است

فرداست رنگ مردم دنیا گرفته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۶۶زلفش به هر دو دست عنانم گرفته است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۶۷چشم قدح به جلوه مینای باده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۶۸نقش و نگار دشمن دلهای ساده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۶۹تا چشم من به گوشه عزلت فتاده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۷۰دل از هوس به زلف دو تا اوفتاده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۷۱عشقم هنوز جای به گلخن نداده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۷۲روی شکفته شاهد جان فسرده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۷۳دل را ز کینه هر که سبکبار کرده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.