پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۶۲

بر گلشن آنچه زان گل خودرو گذشته است

بر زخم های تازه کی از بو گذشته است؟

امروز هیچ فاخته کوکو نمی زند

گویا به باغ آن قد دلجو گذشته است

اوقات من به اشک ندامت شده است صرف

چون سرو، عمر من به لب جو گذشته است

صد پرده شوختر بود از چشم خال تو

این نافه در دویدن از آهو گذشته است

ظلمی که بر تو رفت ز کوتاه دیدگان

بر ماه مصر کی ز ترازو گذشته است؟

از سردی زمانه نهال امید ما

مانند نخل موم ز نیرو گذشته است

از ما سراغ منزل آسودگی مجو

چون باد، عمر ما به تکاپو گذشته است

صائب گذشته است ز افلاک آه من

هر گاه در دل آن قد دلجو گذشته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۶۴این گردباد نیست که بالا گرفته است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۶۵آتش به مغزم از می احمر گرفته است
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۶۶زلفش به هر دو دست عنانم گرفته است
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۶۷چشم قدح به جلوه مینای باده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۶۸نقش و نگار دشمن دلهای ساده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۶۹تا چشم من به گوشه عزلت فتاده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۷۰دل از هوس به زلف دو تا اوفتاده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۷۱عشقم هنوز جای به گلخن نداده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.