پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۹۹

خط را به دور عارض او شان دیگرست

هر مور ازین سپاه سلیمان دیگرست

از نوشخند گل دل من وا نمی شود

صبح امید من لب خندان دیگرست

هر غنچه ای به شور نمی آورد مرا

شور جنون من ز نمکدان دیگرست

زاهد اگر به سدره و طوبی است تخته بند

ما را نظر به سرو خرامان دیگرست

بر روی کس مخند که هر خنده ای ز گل

بر عندلیب زخم نمایان دیگرست

در گلشنی که بند نقاب تو واشود

هر داغ لاله دیده حیران دیگرست

هر چند در حلاوت گفتار حرف نیست

با شهد خامشی ز سخن شان دیگرست

آن را که دل سیاه شود از قبول خلق

بر سینه دست رد کف احسان دیگرست

از تشنگی به دیده باریک بین من

هر موجه سراب رگ جان دیگرست

صائب اگر چه سیر گل و لاله دلگشاست

دست و دل گشاده گلستان دیگرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۰۱خشتی مرا ز کوی تو در زیر بس است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۰۲رخساره ترا ز عرق دیده‌بان بس است
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۰۳صبح امید من نفس سرد من بس است
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۰۴زلف کج تو سلسله جنبان آتش است
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۰۵باغ و بهار چشم پر آب من آتش است
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۰۶با قرب یار رشته جان در کشاکش است
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۰۷از پیر گوشه گیری وسیر از جوان خوش است
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۰۸نقشم به باد داد، نگار اینچنین خوش است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.