پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۹۸

جانهای آرمیده ز مردم رمانترست

آبی که ایستاده تر اینجا روانترست

دست از ستم مدار که در روز بازخواست

از شمع کشته، شکوه ما بی زبانترست

خود را سبک مکن که به میزان اعتبار

هر کس سبک شود، به نظرها گرانترست

چون سیل زودتر به محیط بقا رسد

از بار درد هر که درین ره گرانترست

حیرت مرا ز همسفران پیشتر فکند

پای به خواب رفته درین ره روانترست

غافل ز من مباش که صد پرده درد من

از خواب ناز چشم تو ظالم گرانترست

ما چون حباب خانه سرانجام می کنیم

از موج اگر چه قافله ما روانترست

پاس وفا کشیده به بند گران مرا

ورنه ز عذر لنگ تو پایم روانترست

نسبت به سخت رویی ابنای روزگار

صد پرده از حباب، فلک شیشه جانترست

وحشت مرا ز سنگ ملامت حصار شد

بی آفت است هر که بلند آشیانترست

مگشا لب سؤال که روزی فزون خورد

هر کس که در بساط جهان بی دهانترست

در کارخانه ای که ندانند قدر کار

از کار هر که دست کشد کاردانترست

صائب به هوش باش که در سنگلاخ دهر

هر کس عنان کشیده رود خوش عنانترست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۰۰آیینه دار روی تو شرم و حیا بس است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۰۱خشتی مرا ز کوی تو در زیر بس است
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۰۲رخساره ترا ز عرق دیده‌بان بس است
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۰۳صبح امید من نفس سرد من بس است
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۰۴زلف کج تو سلسله جنبان آتش است
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۰۵باغ و بهار چشم پر آب من آتش است
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۰۶با قرب یار رشته جان در کشاکش است
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۰۷از پیر گوشه گیری وسیر از جوان خوش است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.