پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۵۰

شب گذشته دل از زلف پر شکن می گفت

غریب بود، ز حب الوطن سخن می گفت

گهر چو کرد وداع صدف عزیز شود

عزیز مصر به یعقوب این سخن می گفت

اگر پیاله سراپا دهن نمی گردید

که حرف بوسه ما را به آن دهن می گفت؟

ازان خموش به کنجی نشسته بودم دوش

که شرح حال مرا شمع انجمن می گفت

هلال واری ازان سینه دید و رفت از دست

گلی که روز وز شب از چاک پیرهن می گفت

همیشه آه هوادار لاله رویان بود

نسیم تا نفس آخر از چمن می گفت

چو غنچه مشت زری عندلیب اگر می داشت

هزار نکته رنگین به یک دهن می گفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۵۲آن روی لاله رنگ مرا در نقاب سوخت
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۵۳سر جوش داغ بر دل ما نوبهار ریخت
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۵۴باران چو انجم از فلک گریه تاک ریخت
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۵۵شد یوسف آنکه رشته حب الوطن گسیخت
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۵۶دندان نماند و حرف طرازی همان بجاست
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۵۷خط سر زد و تغافل او همچنان به جاست
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۵۸جان در طلسم جسم ز تن پروری بجاست
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۵۹میگون لبی که مست و خرابم کند کجاست 
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.