پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۵۶

دندان نماند و حرف طرازی همان بجاست

برچیده گشت مهره و بازی همان بجاست

روز قیامت و شب هجران به سر رسید

وین راه را چو زلف درازی همان بجاست

سودی نداد سلسله پردازی جنون

کز نقش پای، سلسله سازی همان بجاست

صد بار اگر چو ماه، مرا چرخ بشکند

خورشید را شکسته نوازی همان بجاست

هر چند سوخت عشق حقیقی دل مرا

دلبستگی به عشق مجازی همان بجاست

در ابر خط نهفته نشد آفتاب تو

روی ترا نظاره گدازی همان بجاست

هر چند حسن را ز ستم توبه داد خط

در چشم یار عربده سازی همان بجاست

آلوده شد ز لوث ریا دامن زمین

پاکی خرقه های نمازی همان بجاست

صائب چو شانه گرچه مرا دست خشک شد

با زلف یار دست درازی همان بجاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۵۸جان در طلسم جسم ز تن پروری بجاست
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۵۹میگون لبی که مست و خرابم کند کجاست 
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۶۰چشم خوشی که مست و خرابش شوم کجاست؟
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۶۱رویی کز او نریخته است آبرو کجاست؟
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۶۲شد مدتی که خشت سر خم کتاب ماست
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۶۳فتح و ظفر ز خودشکنی زیر دست ماست
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۶۴کی جام باده در خور کام و زبان ماست؟
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۶۵صبح گشاده رو در دولتسرای ماست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.