پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۶۵

صبح گشاده رو در دولتسرای ماست

چرخ کبود، خانه چینی نمای ماست

هر کس که فرد شد ز جهان پیشوای ماست

برخاست هر که از سر دنیا لوای ماست

ما را نمی توان به عصا و ردا فریفت

برخاست هر که از سر دنیا لوای ماست

در گوشه فقیر ما بار عام نیست

بیگانه هر که شد ز جهان آشنای ماست

ما اقتدا به عام فریبان نمی کنیم

بر خلق هر که پشت کند مقتدای ماست

در کاروان ما جرس هرزه نال نیست

گلبانگ بر قدم زدن ما درای ماست

ما را برون نمی برد از راه هر دلیل

افتاده هر که پیش ز خود رهنمای ماست

آن دانه نیستیم که خرج زمین شویم

زندان خاک پله نشو و نمای ماست

هر کس که تند بگذرد از ما رمیدگان

بی چشم زخم، گرد رهش توتیای ماست

حاشا که رزق دیده قربانیان بود

آرامشی که در دل بی مدعای ماست

خضر سخن که زنده جاوید عالم است

صائب حیاتش از نفس جانفزای ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۶۷آتش کباب کرده یاقوت آن لب است
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۶۸باد بهار سلسله جنبان صحبت است
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۶۹درد دلم ز پرسش ارباب عادت است
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۷۰بیداری سیاه دلان عین غفلت است
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۷۱آن خال لب ستاره صبح قیامت است
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۷۲هشیار زیستن نه ز قانون حکمت است
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۷۳پوشیدن نظر ز جهان عین حکمت است
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۷۴خاطر چو خرم است به صهبا چه حاجت است؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.