پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۶۷

آتش کباب کرده یاقوت آن لب است

چشم سهیل در پی آن سیب غبغب است

ای خضر چند تیر به تاریکی افکنی؟

سرچشمه حیات نهان در دل شب است

چون می رسد به مجلس ما سجده می کند

مینای ما که خضر ره اهل مشرب است

راه نفس ز کثرت تبخاله بسته شد

گوید هنوز عشق که اینها گل تب است

در دست دیگران بود آزاد کردنم

در چارسوی دهر دلم طفل مکتب است

صائب نمی فروزد شمع مراد من

تا صبحدم اگر چه لبم گرم یارب است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۶۹درد دلم ز پرسش ارباب عادت است
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۷۰بیداری سیاه دلان عین غفلت است
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۷۱آن خال لب ستاره صبح قیامت است
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۷۲هشیار زیستن نه ز قانون حکمت است
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۷۳پوشیدن نظر ز جهان عین حکمت است
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۷۴خاطر چو خرم است به صهبا چه حاجت است؟
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۷۵روی ترا به زلف معنبر چه حاجت است؟
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۷۶با چهره شکفته گلستان چه حاجت است؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.