پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۵۷

خط سر زد و تغافل او همچنان به جاست

گل کوچ کرد و گوش کر باغبان بهجاست

ایمن مشو ز خصمی تیغ زبان که شمع

در بوته گداز بود تا زبان به جاست

کو سینه‌ای که داغ عزیزان ندیده است؟

اینک هزار لاله درین بوستان به جاست

آیینهٔ خانهٔ دل ما بی غبار نیست

چندان که سرمه‌واری ازین خاکدان به جاست

عهد شباب رفت و همان مست غفلتیم

شد نوبهار و زحمت خواب گران به جاست

جان را ببین کدام به تلخی سپرده‌اند؟

از طوطیان شکر، ز هما استخوان به جاست

کج بحث، راستی ز طبیعت برون برد

پهلو تهی نمودن تیر از کمان به جاست

صائب زبان کلک سخن آفرین ماست

امروز شعله‌ای که درین دودمان به جاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۵۹میگون لبی که مست و خرابم کند کجاست 
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۶۰چشم خوشی که مست و خرابش شوم کجاست؟
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۶۱رویی کز او نریخته است آبرو کجاست؟
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۶۲شد مدتی که خشت سر خم کتاب ماست
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۶۳فتح و ظفر ز خودشکنی زیر دست ماست
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۶۴کی جام باده در خور کام و زبان ماست؟
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۶۵صبح گشاده رو در دولتسرای ماست
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۶۶در عین بحر، گوشه نشین را کناره هاست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.