پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۵۹

میگون لبی که مست و خرابم کند کجاست 

سرچشمه ای که سیر ز آبم کند کجاست؟

دریادلی که از قدح بی شمار می

فارغ ز فکر روز حسابم کند کجاست؟

عمری است تا ز جسم گرانجان در آتشم

سیل سبکروی که خرابم کند کجاست؟

کرده است تلخ دیده بیدار عیش من

شیرین فسانه ای که به خوابم کند کجاست؟

چون لاله شد دلم سیه از تنگنای شهر

دشتی که خوش عنان چو سرابم کند کجاست؟

چون گل ز هرزه خندی بیجای خود ترم

سوز محبتی که گلابم کند کجاست؟

بند زبان من شده در بزم وصل، هوش

پیمانه ای که رفع حجابم کند کجاست؟

لرزان ز سردسیر صباحت رسیده ام

حسن برشته ای که کبابم کند کجاست؟

صائب سخن رسی که درین قحط سال هوش

گوشی به فکرهای صوابم کند کجاست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۶۱رویی کز او نریخته است آبرو کجاست؟
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۶۲شد مدتی که خشت سر خم کتاب ماست
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۶۳فتح و ظفر ز خودشکنی زیر دست ماست
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۶۴کی جام باده در خور کام و زبان ماست؟
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۶۵صبح گشاده رو در دولتسرای ماست
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۶۶در عین بحر، گوشه نشین را کناره هاست
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۶۷آتش کباب کرده یاقوت آن لب است
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۶۸باد بهار سلسله جنبان صحبت است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.