پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۶۲

شد مدتی که خشت سر خم کتاب ماست

موج شراب، سرخی سرهای باب ماست

مرغابی ایم و عالم آب است جان ما

در مجلسی که باده نباشد سراب ماست

از بس کتاب در گرو باده کرده ایم

امروز خشت میکده ها از کتاب ماست

خود را به تلخ و شور برآورده ایم ما

در آب اگر بود رگ تلخی، گلاب ماست

هرگز کباب ما نمکی بر جگر نداشت

دایم ز بخت شور، نمک در شراب ماست

در زیر پای سرو، شکرخواب می زنیم

چندان که شیشه بر سر بالین خواب ماست

با آن که غیر باد نداریم در گره

لب تشنه تیغ موج به خون حباب ماست

نی می کند به ناخن دشمن شکست ما

آتش کباب کرده مرغ کباب ماست

در دفتر معامله ما خلاف نیست

آن روز عید ماست که روز حساب ماست

از پیچ و تاب زلف مگوئید پیش ما

موی میان، گداخته پیچ و تاب ماست

یک نقطه انتخاب نکرده است هیچ کس

خال بیاض گردن او انتخاب ماست

هر مصرعی که گوشه ابرو کند بلند

افسر به فرقش از رقم انتخاب ماست

چون خصم مضطرب نشود از سؤال ما؟

درمانده کوه طور به فکر جواب ماست

صائب بر آستان قناعت نشسته ایم

گردون غلام همت عالی جناب ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۶۴کی جام باده در خور کام و زبان ماست؟
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۶۵صبح گشاده رو در دولتسرای ماست
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۶۶در عین بحر، گوشه نشین را کناره هاست
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۶۷آتش کباب کرده یاقوت آن لب است
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۶۸باد بهار سلسله جنبان صحبت است
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۶۹درد دلم ز پرسش ارباب عادت است
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۷۰بیداری سیاه دلان عین غفلت است
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۷۱آن خال لب ستاره صبح قیامت است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.