پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۵۱

با زلف پر شکن دل نادیده کام ساخت

از دانه مرغ ما به گرههای دام ساخت

خورشید در دو هفته کند ماه را تمام

حسن تو کار من به نگاهی تمام ساخت

هر چند هست بی ادبی خواهش دگر

زان لب نمی توان به جواب سلام ساخت

خواهد به فکر حلقه آغوش ما فتاد

سروی که طوق فاخته را خط جام ساخت

با بلبلان مضایقه در می کجا کند؟

شاخ گلی که آب روان را مدام ساخت

آیینه رخ تو مگر آب خضر بود؟

کز موم سبز، طوطی شیرین کلام ساخت

از دست داد دامن دریا به یک حباب

هر پست فطرتی که ز ساقی به جام ساخت

بی حاصلی که گشت بدآموز آرزو

از طفل مشربی به ثمرهای خام ساخت

صائب دلش ز وضع مکرر سیاه شد

چون لاله غافلی که به عیش مدام ساخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۵۳سر جوش داغ بر دل ما نوبهار ریخت
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۵۴باران چو انجم از فلک گریه تاک ریخت
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۵۵شد یوسف آنکه رشته حب الوطن گسیخت
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۵۶دندان نماند و حرف طرازی همان بجاست
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۵۷خط سر زد و تغافل او همچنان به جاست
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۵۸جان در طلسم جسم ز تن پروری بجاست
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۵۹میگون لبی که مست و خرابم کند کجاست 
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۶۰چشم خوشی که مست و خرابش شوم کجاست؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.