پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۵۴

باران چو انجم از فلک گریه تاک ریخت

ابر بهار، رنگ قیامت به خاک ریخت

گفتی به جای قطره باران درین بهار

دامان پر گل از کف گردون به خاک ریخت

چون سینه صدف گهر آبدار کرد

هر شبنمی که گل به گریبان خاک ریخت

آینه رویی از جگر خاک جلوه کرد

هر قطره عرق که ازان روی پاک ریخت

ماند چگونه نامه مستان سیاهروی؟

زان اشک بی شمار که از چشم تاک ریخت

هر نخل آرزو که دل از روی شوق بست

چون نخل موم ازین نفس شعله ناک ریخت

رویم ز اشک شور نمکزار گشته است

یارب که این نمک به دل چاک چاک ریخت؟

آورد سر برون ز گریبان بخت سبز

چون شیشه هر که جرعه خود را به خاک ریخت

صائب نگاه یار که می می چکد ازو

در جام ما برای چه زهر هلاک ریخت؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۵۶دندان نماند و حرف طرازی همان بجاست
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۵۷خط سر زد و تغافل او همچنان به جاست
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۵۸جان در طلسم جسم ز تن پروری بجاست
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۵۹میگون لبی که مست و خرابم کند کجاست 
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۶۰چشم خوشی که مست و خرابش شوم کجاست؟
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۶۱رویی کز او نریخته است آبرو کجاست؟
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۶۲شد مدتی که خشت سر خم کتاب ماست
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۶۳فتح و ظفر ز خودشکنی زیر دست ماست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.