پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۴۸

ز نوبهار جهان زینت تمام گرفت

شکوفه روی زمین را به سیم خام گرفت

شدند سوخته جانان امیدوار آن روز

که داغ لاله به کف جام لعل فام گرفت

ز غنچه، مستی بلبل دو روز بیش نبود

سزای آن که ز نو کیسه زر به وام گرفت!

تهی است جیب و کنارش ز دور باش حیا

اگر چه هاله به بر ماه را تمام گرفت

نمی توان به نظر کرد عشق را تسخیر

محیط را نتواند کسی به دام گرفت

چرا به حال غریبان نمی کنی اقبال؟

ترا که صبح بناگوش رنگ شام گرفت

سپهر سفله نگردد حجاب، قسمت را

صدف ز آب گهر در محیط کام گرفت

فغان که گریه شادی نمی تواند شست

حلاوتی که لب قاصد از پیام گرفت!

شکستگی نرسد خامه ترا صائب!

که از تو کار سخن رونق تمام گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۵۰شب گذشته دل از زلف پر شکن می گفت
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۵۱با زلف پر شکن دل نادیده کام ساخت
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۵۲آن روی لاله رنگ مرا در نقاب سوخت
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۵۳سر جوش داغ بر دل ما نوبهار ریخت
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۵۴باران چو انجم از فلک گریه تاک ریخت
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۵۵شد یوسف آنکه رشته حب الوطن گسیخت
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۵۶دندان نماند و حرف طرازی همان بجاست
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۵۷خط سر زد و تغافل او همچنان به جاست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.