پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۶۹

مرا که پرده چشم و حجاب هر دو یکی است

قماش چهره او با نقاب هر دو یکی است

رسانده است به جایی غرور حسن ترا

که صبر پیش تو و اضطراب هر دو یکی است

ز دیدن تو شود دیده ها ستاره فشان

فروغ روی تو و آفتاب هر دو یکی است

به گوهری نرسد رشته اش ز بیتابی

دل رمیده و موج سراب هر دو یکی است

چو رخنه در دل سنگین یار ممکن نیست

چه خون ز دیده فشانی چه آب، هر دو یکی است

به مطلبی نرسد از ستاره سوختگی

مآب گریه من با کباب هر دو یکی است

نگاه تلخ و شکر خنده های شیرینش

به مشرب من عاشق شراب هر دو یکی است

گهی ستاره فشانم، گهی ستاره شمار

شب جدایی و روز حساب هر دو یکی است

چو از حیا نتوان از تو کام دل برداشت

چه در کنار درآیی چه خواب، هر دو یکی است

به آبرو ز حیات ابد قناعت کنم

که طعم زندگی و طعم آب هر دو یکی است

ز علم، مقصد اصلی رسیدن است به عین

وگرنه پایه خشت و کتاب هر دو یکی است

چو راه عشق ندارد نهایتی صائب

اگر درنگ کنی ور شتاب، هر دو یکی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۷۱ازان مرا شب و روز سیاه هر دو یکی است
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۷۲فضای دشت ز خونین دلان گلستانی است
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۷۳سفر نکردن ازان کشور از گرانجانی است
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۷۴ز اشک، دیده تاریک شمع نورانی است
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۷۵به غیر دل که عزیز و نگاه داشتنی است
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۷۶خوشم به درد که در پرده شکیبایی است
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۷۷بلای مردم آزاده، لاف یکتایی است
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۷۸در آن مقام که حیرت دلیل دانایی است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.