پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۷۰

چراغ صبح و دم مستعار هر دو یکی است

بقای خرده جان و شرار هر دو یکی است

ز لطف و قهر نمی بالم و نمی نالم

به خار خشک، خزان و بهار هر دو یکی است

چنان ربوده این باغ و بوستان شده ام

که نوشخند گل و نیش خار هر دو یکی است

فسردگی و کدورت شده است عالمگیر

جوان و پیر درین روزگار هر دو یکی است

چنان گزیده دنیای بد گهر شده ام

که پیش دیده من گنج و مار هر دو یکی است

مکن به بدگهران مردمی که آتش را

چه گل به جیب فشانی چه خار هر دو یکی است

چه لازم است شب و روز خون دل خوردن؟

چو سنگ و لعل درین روزگار هر دو یکی است

توان به زنده دلی شد ز مردگان ممتاز

وگرنه سینه و لوح مزار هر دو یکی است

اگر دو بین ز دو رنگی نگشته ای صائب

شب جدایی و روز شمار هر دو یکی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۷۲فضای دشت ز خونین دلان گلستانی است
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۷۳سفر نکردن ازان کشور از گرانجانی است
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۷۴ز اشک، دیده تاریک شمع نورانی است
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۷۵به غیر دل که عزیز و نگاه داشتنی است
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۷۶خوشم به درد که در پرده شکیبایی است
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۷۷بلای مردم آزاده، لاف یکتایی است
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۷۸در آن مقام که حیرت دلیل دانایی است
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۷۹همان زمانکه فلک تیغ بر میان تو بست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.