پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۷۱

ازان مرا شب و روز سیاه هر دو یکی است

که با غرور تو، آه و نگاه هر دو یکی است

فغان که پیش سبکدستی تو بی پروا

شکستن دل و طرف کلاه هر دو یکی است

کسی است پیرهن تن محیط وحدت را

که چون حباب، سرش با کلاه هر دو یکی است

درین بساط به تمکین خود مشو مغرور

که پیش سیل فنا، کوه و کاه هر دو یکی است

چنان گزیده اعمال زشت خویشتنم

که نامه من و مار سیاه هر دو یکی است

بلند و پست جهان پیش خودپرستان است

ز خود برآمده را بام و چاه هر دو یکی است

ترا که ذوق تماشاست گل بچین صائب

که خس به دیده من با نگاه هر دو یکی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۷۳سفر نکردن ازان کشور از گرانجانی است
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۷۴ز اشک، دیده تاریک شمع نورانی است
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۷۵به غیر دل که عزیز و نگاه داشتنی است
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۷۶خوشم به درد که در پرده شکیبایی است
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۷۷بلای مردم آزاده، لاف یکتایی است
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۷۸در آن مقام که حیرت دلیل دانایی است
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۷۹همان زمانکه فلک تیغ بر میان تو بست
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۸۰نبرده رعشه پیری ترا ز فرمان دست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.