پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۷۵

به غیر دل که عزیز و نگاه داشتنی است

جهان و هر چه در او هست، واگذاشتنی است

نظر به هر چه گشایی درین فسوس آباد

دریغ و درد بر اطراف او نگاشتنی است

چه بسته ای به زمین و زمان دل خود را؟

گذشتنی است زمان و زمین گذاشتنی است

ترا به خاک زند هر چه را برافرازی

به غیر رایت آهی که برفراشتنی است

همین سرشک ندامت بود دل شبها

درین زمین سیه، دانه ای که کاشتنی است

به شکر این که ترا چشم دل گشاده شده است

به هر چه هست، ز عبرت نظر گماشتنی است

کسی که درد دلش را فشرده، می داند

که درد نامه صائب به خون نگاشتنی است

اگر به خون ننویسی، به آب زر بنویس

که عزت سخن اهل درد، داشتنی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۷۷بلای مردم آزاده، لاف یکتایی است
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۷۸در آن مقام که حیرت دلیل دانایی است
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۷۹همان زمانکه فلک تیغ بر میان تو بست
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۸۰نبرده رعشه پیری ترا ز فرمان دست
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۸۱ز داغ عشق مرا شد دل خراب درست
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۸۲شود ز داغ دل عاشقان خسته درست
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۸۳کسی که بوی شراب از کدو تواند شست
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۸۴ز خط غبار بر آن لعل آتشین ننشست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.