پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۸۳

کسی که بوی شراب از کدو تواند شست

ز کاسه سر خود آرزو تواند شست

ز دست بسته، گره گر گشاده می گردد

مرا غبار غم از دل سبو تواند شست

سیاهی از دل شب، دیدنش برد چون شمع

به آب دیده خود هر که رو تواند شست

رسد به دامن خورشید دست آن شبنم

که دل ز عالم پر رنگ و بو تواند شست

ترا احاطه نکرده است آنچنان غفلت

که گرد خواب ز رویت وضو تواند شست

مرا ز طبع روان هم گشاده گردد دل

ز سبزه زنگ اگر آب جو تواند شست

دل و زبان منافق یکی شود با هم

به هر دو دست اگر گربه رو تواند شست

برون ز طبع کهنسال، حرص را نبرد

اگر چه شیب، سیاهی ز مو تواند شست

درین بساط به جز شربت شهادت نیست

میی که تلخ مرگ از گلو تواند شست

به حرف و صوت نگردد ز زنگ آینه پاک

چه غم ز خاطر من گفتگو تواند شست؟

اگر چه گریه من شست نقش از دل سنگ

نشد که از دل من آرزو تواند شست

نشد ز گریه دلم را گشایشی صائب

به اشک، شمع چه زردی ز رو تواند شست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۸۵کدام زهره جبین گوشه نقاب شکست؟
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۸۶ز اضطراب دل آن زلف تابدار شکست
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۸۷دل از مشاهده آن خط سیاه شکست
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۸۸ز باده حالت فرزانه می توان دانست
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۸۹مپوش چشم ز رخسار همچو جنت دوست
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۹۰هزار بار درآیم اگر به خانه دوست
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۹۱ز عشق در اگر نور آشنایی هست
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۹۲اگر نه عاشقی این چهره خزانی چیست؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.