پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۸۸

ز باده حالت فرزانه می توان دانست

حریف را به دو پیمانه می توان دانست

فروغ حسن درین انجمن نمی ماند

ز بیقراری پروانه می توان دانست

خراب حالی من ترجمان عشق بس است

که زور سیل ز ویرانه می توان دانست

بلند همتی ساقیان میکده را

ز طاق ابروی مردانه می توان دانست

عیار چهره چون آفتاب ساقی را

ز جوش سینه میخانه می توان دانست

حضور گوشه نشینان کنج عزلت را

ز بستن در کاشانه می توان دانست

زبان شکوه بود حاصل برومندی

ز خوشه بستن هر دانه می توان دانست

اگر تو چشم توانی ز هر دو عالم بست

ره برون شد ازین خانه می توان دانست

ز برگریز پر و بال شوق می ریزد

بهار شورش دیوانه می توان دانست

رسیده اند ز پرسش به کعبه راهروان

به جستجو ره میخانه می توان دانست

تمام شد سخن و حرف زلف او برجاست

درازی شب از افسانه می توان دانست

قماش حسن گلوسوز شمع را صائب

ز جانفشانی پروانه می توان دانست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۹۰هزار بار درآیم اگر به خانه دوست
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۹۱ز عشق در اگر نور آشنایی هست
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۹۲اگر نه عاشقی این چهره خزانی چیست؟
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۹۳سیاه مستی چشم از شرابخانه کیست؟
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۹۴ز زلف او دل عشاق را محابا نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۹۵به دلنشینی صحرای عشق صحرا نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۹۶دروغ شیوه طبع یگانه ما نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۹۷به آبداری لعل تو هیچ گوهر نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.