پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۹۰

هزار بار درآیم اگر به خانه دوست

به کوچه غلط اندازدم بهانه دوست

چنین که شوق مرا بیقرار ساخته است

عجب که دل بنشیند مرا به خانه دوست

فسانه ای است که افسانه خواب می آرد

به چشم خواب نمک می زند فسانه دوست

ز باده طبع ستم دوست مهربان نشود

ز آب، رنگ نبازد گل بهانه دوست

فغان که شرم محبت امان نداد مرا

که بوسه ای بربایم ز آستانه دوست

به خال، چشم سیه ساختم ندانستم

که دام مکر نهفته است زیر دانه دوست

تلاش بیهده ای می کند سر خورشید

فتاده است بلند، آستان خانه دوست

به صبر خویش مکن تکیه از غرور که طور

سپندوار به رقص آمد از ترانه دوست

به چشم همت سرشار چون دو دست تهی است

متاع هر دو جهان در قمارخانه دوست

مرا به خاک در دوست آشنایی نیست

به آشنایی دل می روم به خانه دوست

ز شغل عشق چه اندیشه می کنی صائب؟

خمار صبح ندارد می شبانه دوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۹۲اگر نه عاشقی این چهره خزانی چیست؟
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۹۳سیاه مستی چشم از شرابخانه کیست؟
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۹۴ز زلف او دل عشاق را محابا نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۹۵به دلنشینی صحرای عشق صحرا نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۹۶دروغ شیوه طبع یگانه ما نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۹۷به آبداری لعل تو هیچ گوهر نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۹۸بیان شوق به تیغ زبان میسر نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۹۹خراب چشم تو اندیشه عتابش نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.