پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۹۸

بیان شوق به تیغ زبان میسر نیست

محیط را گذر از ناودان میسر نیست

چنین که قافله عمر می رود به شتاب

خبر گرفتن ازین کاروان میسر نیست

ز جوش گل نفس غنچه پردگی شده است

فراغ بال درین گلستان میسر نیست

به زیر چرخ اقامت زراستان مطلب

سفر نکردن تیر از کمان میسر نیست

قدم برون منه از راه همچو سنگ نشان

ترا که همرهی کاروان میسر نیست

ثبات عمر به پیری مجو که در پستی

عنان کشیدن آب روان میسر نیست

ز سیل خانه نگهداشت نمی آید

قرار روح درین خاکدان میسر نیست

ز نام نیک اثر جاودانه ای بگذار

ترا که زندگی جاودان میسر نیست

به زهد خشک به معراج قرب نتوان رفت

به نردبان سفر آسمان میسر نیست

اگر نه لنگر رطل گران به دست افتد

برآمدن ز محیط جهان میسر نیست

سعادت ازلی مغز جمله نعمتهاست

چه شد همای مرا استخوان میسر نیست

ز گلستان چه تمنای برگ عیش کنم؟

مرا که خار و خس آشیان میسر نیست

به غیر گرسنگی در میان نعمتها

چه نعمت است که سیری ازان میسر نیست؟

به عشق کوش که با شهپر خرد صائب

گذشتن از سر کون و مکان میسر نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۰۰ز چاک سینه خود هر که قبله گاهش نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۰۱اگر چه کعبه مقصد نصیب هر دل نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۰۲ز تنگدستی شکر، نی مرا غم نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۰۳کرم در آب و گل چرخ تنگ میدان نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۰۴کدام شب نی کلک من آتش افشان نیست؟
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۰۵سزای خواب بود دیده ای که گریان نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۰۶به می طرف شدن آیین هوشیاران نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۰۷فضای چرخ مقام نفس کشیدن نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.