پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۹۲

اگر نه عاشقی این چهره خزانی چیست؟

اگر نه ماتمی این بخت آسمانی چیست؟

چو گردباد به رقص است ذره ذره خاک

تو نیز سنگ نشان نیستی، گرانی چیست؟

زبان شمع به صد آب و تاب می گوید

که جز فسردگی انجام زندگانی چیست؟

اگر ز آینه روی او نظر یابم

به طوطیان بچشانم شکرفشانی چیست

کمان لاف اگر زه کنم به ابرویش

به ماه نو بنمایم که شخ کمانی چیست

اگر سحاب ز من آستین فشان گذرد

به دامنش بشمارم که درفشانی چیست

چو شمع کشته زبان آوران خموش شوند

اگر بلند بگویم که بی زبانی چیست

دل رمیده ما را به چشم خود مسپار

سیاه مست چه داند نگاهبانی چیست

ز حیرت تو شود آب زندگانی خشک

تو چون خرام کنی آب زندگانی چیست

زبان چو برگ خزان دیده است در چمنم

به این دماغ چه دانم که گل فشانی چیست

فغان که غنچه مشکل گشای دل صائب

نیافت چاشنی خنده نهانی چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۹۴ز زلف او دل عشاق را محابا نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۹۵به دلنشینی صحرای عشق صحرا نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۹۶دروغ شیوه طبع یگانه ما نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۹۷به آبداری لعل تو هیچ گوهر نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۹۸بیان شوق به تیغ زبان میسر نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۹۹خراب چشم تو اندیشه عتابش نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۰۰ز چاک سینه خود هر که قبله گاهش نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۰۱اگر چه کعبه مقصد نصیب هر دل نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.