پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۸۵

کدام زهره جبین گوشه نقاب شکست؟

که رعشه ساغر زرین آفتاب شکست

نقاب شرم تو خواهد به یک طرف افتاد

نمی شود نخورد فرد انتخاب، شکست

کسی کز آن لب میگون به باده قانع شد

خمار باده گلرنگ را به آب شکست

به ماهتاب غلط می کند تماشایی

ز خجلت تو ز بس رنگ آفتاب شکست

دگر ز بخیه مژگان بهم نمی آید

ز انتظار تو در دیده ای که خواب شکست

شراب سوختگان می رسد ز پرده غیب

خمار شعله ز خونابه کباب شکست

به باد داد سر خویش را ز بی مغزی

کلاه گوشه به دریا اگر حباب شکست

دگر چگونه کنم در لباس دعوی زهد؟

که زیر خرقه مرا شیشه شراب شکست

چسان احاطه کند فیض صبح را دل من؟

که شیشه فلک از زور این شراب شکست

رهین منت دریا چرا شوم صائب

مرا که تشنگی از موجه سراب شکست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۸۷دل از مشاهده آن خط سیاه شکست
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۸۸ز باده حالت فرزانه می توان دانست
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۸۹مپوش چشم ز رخسار همچو جنت دوست
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۹۰هزار بار درآیم اگر به خانه دوست
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۹۱ز عشق در اگر نور آشنایی هست
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۹۲اگر نه عاشقی این چهره خزانی چیست؟
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۹۳سیاه مستی چشم از شرابخانه کیست؟
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۹۴ز زلف او دل عشاق را محابا نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.