پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۷۶

خوشم به درد که در پرده شکیبایی است

بدم به داغ که آیینه دار رسوایی است

به فکر زینت باطن کسی نمی افتد

مدار مردم عالم به ظاهرآرایی است

مشو به سینه چاک از گزند عشق ایمن

که سینه چاک زدن فتح باب رسوایی است

خوش است ناله که از روی درد برخیزد

وگرنه ناله بیدرد بادپیمایی است

چگونه دیده صائب حریف گریه شود؟

عنان سیل سبکرو به دست خودرایی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۷۸در آن مقام که حیرت دلیل دانایی است
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۷۹همان زمانکه فلک تیغ بر میان تو بست
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۸۰نبرده رعشه پیری ترا ز فرمان دست
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۸۱ز داغ عشق مرا شد دل خراب درست
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۸۲شود ز داغ دل عاشقان خسته درست
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۸۳کسی که بوی شراب از کدو تواند شست
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۸۴ز خط غبار بر آن لعل آتشین ننشست
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۸۵کدام زهره جبین گوشه نقاب شکست؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.